50
2. علل گرايش به تفويض
به اعتقاد برخى، علت اينكه اين گروه به تفويض گرايش يافتند، افراطگرايى گروه مُشبّهه در تشبيه نمودن صفات خداى متعال به صفات انسانى بود. مفوضه وقتى ديدند قائلين به تشبيه، متهورانه در وادى تشبيه فرو رفتهاند، براى نشان دادن برائت و بيزارى خود از اين عقيده باطل، موضع توقف و تفويض را برگزيدند، ولى آنان نيز در اين موضعگيرى جديد، راه تفريط در پيش گرفتند؛ زيرا مفوضه به طور كلى، امكان معرفت اسما و صفات الهى را منكر شده و ادعا كردند عقول بشر، از معرفت درباره خداى سبحان و اسما و صفات او ناتوان است و بايد علم اسما و صفات خداوند را به خود او واگذار كرد. 1
علت ديگر گرايش به تفويض اين بود كه اهل تفويض مىپنداشتند، ثابت بعد از منفى، خلاف ظاهر لفظ است؛ بنابراين اثبات صفات (بعد از نفى)، مصداق همان تاويلى است كه آيه (وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ ) ، 2 آن را حرام كرده است. 3