111
ابنتيميه و اذعان او بر تأويل برخى صفات
با وجود اين ابنتيميه در برخى از آثار خود به جواز تأويل (به معناى انصراف لفظ از معناى ظاهر) 1 اذعان كرده است. 2اما اين اذعان او معطوف به دو امر است؛ يكى اينكه در بين آيات صفات، آياتى وجود دارد كه ظاهرگرايان در توجيه خوددارى از تأويل آن، هيچ راهى ندارند و در غير اين صورت به تناقض آشكارى گرفتار مىشوند. از جمله مىتوان به دو مورد زير اشاره كرد:
الف) آياتى كه مسئله معيت خداوند متعال با بندگان را مطرح مىفرمايد؛ مانند آيه (هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ ) 3 و آيه: (مٰا يَكُونُ مِنْ نَجْوىٰ ثَلاٰثَةٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَةٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ وَ لاٰ أَدْنىٰ مِنْ ذٰلِكَ وَ لاٰ أَكْثَرَ إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مٰا كٰانُوا) 4 و امثال آن. به دليل اينكه اگر اين آيات را بر ظاهر حمل كنند و معيت را به معناى معيت علمى خداى متعال معنا نكنند، مجبور خواهند بود يا نسبت به ظهور آياتى مانند: (الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ ) مرتكب تأويل شوند