96سالهاى متمادى به همراه استاد ابراهيم العياشى الحسنى در سفرهايى ميدانى به پژوهش در سيره نبوى در محل حوادث و مكان وقوع غزوههاى پيامبر(ص) مىپرداختم و تا كنون هيچ كارى را پرسودتر و با بركتتر از اين پژوهشهاى ميدانى، براى حل مشكلات و رمزگشايى از موضوعات پيچيده و غامض نديدم.
در سالهاى دهه نود، به همراه برخى از دانشجويان دانشگاه مدينه به محل غزوه احد مىرفتيم. دانشجويان خود را بالاى كوه عينين يا جبل الرماة مىبردم كه محل كمين پنجاه نفر از صحابه تيرانداز بود، سپس اتفاقات اين غزوه را براى آنها در محل واقعى آن شرح مىدادم. اين كار بيشترين اثر را در دانشجويان داشت و من سرعت يادگيرى و فهم مراحل و جزئيات اين غزوه را در آنها به خوبى حس مىكردم.
هنگامى كه دانشجويانم را به قلعه كعب بن اشرف در جنوب مدينه مىبردم نيز وضعيت به همين شكل بود. آنان را بر فراز ديوارهاى قلعه مىبردم و برايشان شرح مىدادم كه چگونه يكى از پهلوانان انصار سر اين يهودى فاسد را از تن جدا كرد. براى دانشجويانم توضيح مىدادم كه در اين داستان پيام آشكارى براى حل مشكل فساد يهوديان و جود دارد. خداوند متعال مىفرمايد:
(كُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ) (المائده :64)
هر زمان آتش جنگى افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت، و براى فساد در زمين، تلاش مىكنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد»