105نهى نمايد. اگر چه چنين كارى [تبرك به آثار نبوى] از افرادى مثل عمر و ابوبكر نقل نشده است؛ اما عدم انكار و همچنين عدم منع آنها از اين كار خود مىتواند دليلى براى مشروعيت كار عبدالله بن عمر و برخى اصحاب رسول خدا(ص) مانند سلمة بن أكوع و جابر بن عبدالله انصارى باشد. همانطور كه اندكى پيشتر گفتيم، نصوصى از جابر بن عبدالله انصارى نقل شده كه در محل دعاى پيامبر(ص) نماز مىخواند، دعا مىكرد و دعاى او نيز مستجاب مىشد. همين احاديث صحيح براى ما آشكار مىكند كه ديگر صحابه نيز به آثار نبوى تبرك مىجستند، اگر چه جرئيات اين كار از آنان نقل نشده است.
آنچه درباره صحابه و تبرك آنها به آثار نبوى گفتيم در مورد تابعين مدينه نيز صدق مىكند. براى مثال در صحيح بخارى نقل شده كه سالم بن عبدالله ابن عمر نيز مانند پدر خود مقيد به توقف در اماكن و آثار نبوى بود. هنگامى كه والى مدينه يعنى عمر بن عبدالعزيز به شناسايى و بررسى اماكن نبوى در سال 89 هجرى يا به روايتى پس از آن سال پرداخت، هيچ يك از صحابه و تابعين مدينه از اين كار وى عيبجويى نكردند. در آن زمان شش نفر از صحابهاى كه در زمان حيات پيامبر(ص) كم سن و سال بودند، در قيد حيات قرار داشتند و حتى نقل شده كه اين شش نفر در اين كار به عمربن عبدالعزيز كمك كرده و وى را براى شناسايى اين اماكن راهنمايى نمودند.
همانطور كه گفتيم، مشروعيت تبرك به اماكن و آثار نبوى از عقايد اشخاصى چون بخارى، بغوى، نووى، ابن حجر و حتى امام احمد بن حنبل بوده است. استدلال امام احمد بن حنبل براى مشروعيت اين كار،