104مراقب او بودند تا ببينند او كجا نماز مىخواند. عبدالله بن زبير پس از مدتى از نزد عايشه بيرون آمد و در كنار ستونى كه ميان قبر و منبر است، نماز خواند. در سمت راست اين ستون تا منبر دوستون فاصله است. بين اين ستون تا محراب دو ستون و بين آن رحبه [صحن يا حياط مسجد] نيز دو ستون ديگر قرار دارد. به عبارت ديگر اين ستون در وسط همه ستونها قرار دارد و به ستون قرعه معروف است.
از جابر بن عبدالله انصارى نقل شده كه او به مسجد فتح كه بر فراز كوه بود مىرفت. او مقيد بود در همان ساعتى كه پيامبر(ص) در آن به احزاب نفرين كردند، به مسجد فتح برود. همچنين وى در همان محلى كه پيامبر(ص) ايستادند، توقف مىكرد. جابر بن عبدالله در اين باره مىگويد:
«وَلَم يَنزلْ بِي أمرٌ مُهم غائِظٌ إلا تَوخيتُ تِلكَ السَّاعَة، فَدعوتُ اللهَ فِيه بَينَ الصَّلاتَينْ يَومَ الأربعاءِ إلاّ عَرفتُ الإجابةِ»
هرگاه مشكلى بزرگ و مهم براى من پيش مىآيد، در همين ساعت به مسجد فتح مىروم و در ميان نماز ظهر و عصر در روز چهارشنبه از خداوند حل آن مشكل را طلب مىكنم و بدون شك پاسخ خواهم گرفت.
افزون برآنچه گفتيم، هنگامى كه پيامبر(ص) براى نماز خواندن به خانه عتبان بن مالك رفتند، عبدالله بن عمر، پدر او عمر بن خطاب و ابوبكر وى را همراهى مىكردند و شاهد واقعه بودند. پيامبر(ص) در آنجا جواز تبرك به محل نماز خويش را به عتبان بن مالك داد. از اين رو در هيچ منبعى ذكر نشده كه عمربن خطاب از فرزند خود به دليل مقيد بودن به آثار نبوى و تبرك جستن به آنها، عيبجويى كند و وى را از اين كار