101ساختن آن و وارد آوردن انواع تهمتها از قبيل عقبماندگى و ارتجاع، افراط گرايى و بنيادگرايى، خشونت و تروريسم، فعاليت عليه دموكراسى و آزادى و ضربه زدن به حقوق بشر و ... فروگذار نكرد. 1
غرب با فروپاشى امپراطورى عثمانى سعى كرد وجود سياسى اسلام را از بين ببرد و در همين احوال، يورش فرهنگى غرب نيز فزونى يافت و ادعاهاى صليبى جديدى مطرح شد. نمونه اين برخوردها را مىتوان در نظرات لرد كرومر 2 در سال 1908م. در كتاب «المصر الحديثه» 3 دانست كه اسلام را مرده يا در آستانه مرگ مىدانست. در سالهاى اخير نيز نظريه جنگ تمدنهاى هانتينگتون در همين راستا قابل بررسى است. 4
تمدن غرب به اين دليل مانع اعتلاى تمدن اسلامى است كه اين تمدن مىخواهد در همه ابعاد، تماميت خود را نشان دهد و اجازه نمىدهد كه چيزى بر خلاف مسير حركت تمدن غرب اظهار وجود كند. به عبارت ديگر تمدن غرب تماميتخواه است و از اين جهت، مانع بروز و ظهور تمدن اسلام است. 5
به عبارت ديگر، غرب براى خود اصالت تمدنى قائل است و بقيه تمدنها را فرعى مىداند. از اين رو مىخواهد اصول و مبانى خود را بر ساير فرهنگها تحميل كند. 6حتى در رويكرد اقتصادى جهانى شدن، غرب قصد استحاله فرهنگها و نظامهاى سياسى سراسر جهان و استخدام آنها در خدمت نظام دموكراسى ليبرال سرمايهدارى را دارد. 7