53اجرا كند. در واقع راهنمايى عده بىشمارى در مسافتى هزاران كيلومترى آسان نبود؛ بهخصوص اينكه افراد از ملتهاى مختلف، موقعيتهاى مختلف اجتماعى، وسايل مختلف و مركوبهاى مختلفى بودند كه با سرعتهاى مختلف حركت مىكردند.
در كاروانهاى زائران، كاروانسالار به منزله مرد مقدسى بود كه همگان به او احترام مىگزاردند. زائر همه افراد خانواده و خدمهاش را همراه خود مىبرد؛ ازاينرو كاروان عظيمى بهراه مىافتاد. 1 در اينگونه مسافرتها چاوش هر كارى انجام مىداد. او براى زائران منزل تهيه مىكرد؛ هنگام خريد مايحتاج چانه مىزد؛ علم سرخ زيارت را به دوش مىگرفت و زمان خروج از شهرى و ورود به شهر ديگر نوحههاى متداولى را با آهنگ خاص و صداى بلند مىخواند. هر زائرى با توجه به وضع مالى و مقام اجتماعى خود به چاوش انعام مىدادند. ثروتمندان براى هر مسافرت پانزده تا بيست تومان و حتى گاهى مبلغى بيشتر از آن به چاوش، حقالزحمه و انعام مىدادند. اما فقرا بيش از چند قران انعام نمىدادند. هنگام بازگشت قافله، چاوش، چند منزل جلوتر حركت مىكرد، سوغاتىهاى اعضاى خانواده را با خود مىآورد و سلامت و بازگشت قريبالوقوع سفركردهها را به آنان مژده مىداد. 2
فاصله هر منزل با منزل بعدى بيش از بيست تا سى كيلومتر نبود كه اين مسافت كاملاً با فاصله كاروانسراها تطبيق مىكرد. بيشتر كاروانها در شب مسافرت مىكردند و اينگونه افزون بر اينكه از گرماى روز