54مصون بودند، شترها نيز هنگام روز به چرا مشغول بودند. به جز منزلهاى ميان راه، كاروانها در دشتها و بيابانهاى سرسبز نيز توقف داشتند تا حيواناتشان در آنجا بچرخند. در مسافرت با كاروان، نخست چهارپايان باركش، با بارها به راه مىافتادند؛ سپس تختروانها و كجاوهها و در آخر اسبسواران حركت مىكردند؛ زيرا سرعتشان بيشتر بود و در پايان منزل به ديگران مىرسيدند. اما در كاروانهايى كه اروپاييان يا مأموران خارجى بودند، انسانها خود بر روى اسب سوار مىشدند و جلوتر از همه، جلودارها و يك مهتر حركت مىكرد كه دو اسب ذخيره را يدك مىكشيد تا اگر بين راه يكى از اسبها از پا درآمد، از اسبهاى ذخيره استفاده شود. البته اين شيوه سفركردن براى مسافران اروپايى بود در كاروانهايى كه اروپاييان يا مأموران خارجى بودند. در رأس اين قافله اسب قوى هيكلى به نام پشنگ حركت مىكرد كه زنگ بزرگى به گردن داشت و در مسافرتها راهنماى قافله بهشمار مىرفت. اين اسبها يا يابوهاى پشنگ هميشه جلوتر از همه چهارپايان حركت مىكردند، سرعت حركت قافله را هم تنظيم مىكردند و هنگام حركت هرگاه اسب يا قاطرى مىخواست از آنها جلو بزند، به آن حيوان حمله مىكردند و با گازگرفتن گردن و گوش حيوان او را به عقبرفتن وامىداشتند. 1
مسئله مهم ديگر براى كاروانها تهيه غذا بود. معمولاً كاروانسالار غذاى ارزان براى همراهان خود تهيه مىكرد. كاروانهايى كه در نزديكى