24بدينگونه سى چهل بيمار گرد مىآيند. بيماران را پس از نماز عشا روى ضريح مقدس جاى مىدهند و خود در انتظار شفا يافتن آنان به نماز و ذكر و تلاوت و زيارت مىپردازند؛ چون نيمى يا حدود دو سوم از شب كه گذشت همه بيماران صحيح و سالم، لا اله الّا الله، محمّد رسول الله(ص)، على ولى الله(ع) گويان از جاى بر مىخيزند. اين حكايت ميان آنان بهحد استفاضه رسيده و گرچه من خود آن شب را درك نكردم، اما داستان آن را از اشخاص مورد اعتماد شنيدم و در مدرسه حرم، سه تن از اين اشخاص را ديدم كه هر سه زمينگير بودند: يكى از روم آمده بود، ديگرى از اصفهان و سومى از خراسان؛ از حالشان جويا شدم گفتند امسال به ليلة المحيا نرسيدهاند و منتظرند كه سال آينده آن را درك كنند. در اين شب مردم از شهرهاى مختلف در نجف گرد مىآيند و بازار بزرگى در شهر برپا مىشود كه تا مدت ده روز برقرار مىماند. در شهر نجف نه مأمور عوارض و ماليات هست و نه والى. تمام كارهاى شهر دست نقيب الاشراف است. اهل نجف تجارت پيشهاند و در اقطار جهان به مسافرت و بازرگانى مىپردازند. به شجاعت و سخاوت موصوفاند، كسى كه در پناه آنان باشد، زيانى نمىبيند. من با آنان همسفر بوده و معاشرتشان را دلپذير يافتهام. اما درباره على(رضى الله عنه) غلو مىكنند. برخى از مردم عراق يا جاهاى ديگر كه بيمار مىشوند، براى شفاى