33به جنگ با يحيى امر كرد. 1
با اين دستور، عبدالله بن محمود و ايوب بن الحسن با لشكرى كه از اطراف كوفه جمعآورى كرده بودند، به جنگ يحيى آمدند. برخى از اعراب به يحيى خبر دادند لشكر دشمن در راه است؛ مواظب باش غافلگير نشوى.
يحيى از جا برخاست و بر اسب خود سوار شد و يك تنه به سپاه حاكم حمله كرد و با شمشير ضربتى به صورت عبدالله بن محمود زد. عبدالله فرار كرد و لشكريانش هم در پى او فرار كردند و اموالى از خود بر جاى گذاشتند كه نصيب يحيى و يارانش شد. 2
خروج از كوفه
پس از شكست عبدالله بن محمود سرخسى و عقبنشينى مفتضحانه آنان از كوفه، كار يحيى بن عمر بالا گرفت و مردم گروهگروه به او پيوستند. طبرى در اينباره مىنويسد: «جماعتى از زيديه كه در نزديكى كوفه و واسط بودند، به يارى او شتافتند». 3