34زركلى نيز مىگويد: «فقوى أمره جدا» 1 ؛ «به جدّ، اموراتش قوت گرفت».
يحيى بن عمر، پس از پيروزى بر لشكر عبدالله بن محمود، ماندن در كوفه را به دو دليل صلاح نديد: نخست، به اين دليل كه كوفه در آينده آبستن حوادث بود. ازاينرو، نخواست جان مردمان بىگناه به خطر افتد؛ دوم چون مردم گروهگروه به وى مىپيوستند، صلاح ديد تا در خارج كوفه اردو بزند و پادگان نظامى براى خود برپا كند. ازاينرو، در خارج كوفه و در محلى به نام «بُستان» كه سه فرسخ از «جنبلا» فاصله داشت، لشكرگاهى برپا كرد و عدهاى از اعراب اطراف نيز به او پيوستند و لشكريانش بسيار شد 2. يحيى به تشكيل و تحكيم موضع خويش پرداخت و اموال، مركبها و سلاحهاى بسيارى را براى مقابله با دولت عباسى فراهم كرد؛ از جمله كسانى كه به نهضت يحيى بن عمر پيوستند عبارتند از: «عبدالله بن اسماعيل بن ابراهيم بن محمد بن على بن محمد بن عبدالله ابن جعفر بن ابىطالب(ع)؛ صالح و ابراهيم بن عثمان بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن