113و زيبايى و نعمت، پاداش شايستهاى در مقابل كرامت امام مجتبى(ع) نسبت به شيعيان است كه پروردگار به بركت نام مبارك كريم اهلبيت(عليهم السلام)، به اين بخش از مدينه ارزانى داشته است.
در بازگشت از مسجد شيعيان، وقتى براى نماز جماعت مغرب از كنار ديوار بلند بقيع به سوى مسجدالنبى(ص) مىروم، كنار پنجرهاى مىايستم و با همه وجود از دعوت و ميزبانى امام كرامت تشكر مىكنم.
آخرين بوسههاى نگاه
بعد از نماز جماعت، يك بار ديگر توفيق پيدا مىكنم در روضه رضوان حاضر شوم و تا پاى پرده حائل در برابر قبر پيامبر(ص) پيش بروم و نااميدتر از دفعات گذشته بازگردم؛ نااميد و با وجودى پر از حسرت ديدار قبر پيامبر(ص). به ناچار از دور با پيامبر(ص) خداحافظى مىكنم و آخرين بوسههاى نگاه غمگينم را نثار ستونها و در و ديوار مسجد مىكنم و از باب على(ع) بيرون مىآيم. روبهروى گنبد سبز كه مىرسم، روى سنگهاى سفيد بيرون مسجد مىنشينم. هرچه فكر مىكنم، مىبينم كندن دلى كه با نگاه، همراه با ذكر و دعا در باغ عشق بينالحرمين كاشتهام و با باران اشك، يك هفته آبياريش كردهام، بسيار سخت است.
وقتى مىآمدم، سراپاى وجودم در گرماى شورى شيرين، قطرهقطره آب مىشد و پاى نهال اميدى مىريخت كه به زيارت قبر پيامبر(ص) و ائمه بقيع(عليهم السلام) بسته بودم و حال كه مىروم، در اوج حسرتى جانسوز،