54ابراهيم در مقابله با دومين گروه نيروهاى حاكم كوفه نيز نقش سترگى ايفا كرد و روحيه دشمن را به شدت تضعيف كرد. بنابر نقلى، در گرماگرم نبرد، ابراهيم خود را به ابنمساحق، يكى از فرماندهان لشكر دشمن، رساند و افسار اسبش را به دست گرفت و شمشيرش را با دست ديگر بالا برد. ابن مساحق كه سخت وحشتزده شده بود به التماس افتاد و گفت: «اى پسر اشتر، تو را به خدا، از جان من چه مىخواهى؟ آيا خونى از من طلب دارى يا سابقه دشمنى بين من و تو بوده است؟» ابراهيم اشتر بزرگوارانه لجام اسب او را رها كرد و شمشيرش را پايين آورد و از جلو او كنار رفت و گفت: «اين صحنه را به خاطر بسپار و فراموشش مكن». پس از اين ابنمساحق از گذشت و بزرگوارى ابراهيم به نيكى ياد مىكرد. 1
با شكست ابن مساحق، ابن مطيع والى كوفه به دار الاماره گريخت و ابراهيم سه روز آنجا را محاصره كرد. يزيد بن انس و احمر بن شميط نيز كه از افراد برجسته قيام مختار بودند، در اين نبرد با ابراهيم شركت داشتند. 2
ابراهيم گفت:
خدا آنها را هزيمت و پراكنده كرد و در دلهاشان ترس نهاد و تو اينجا مىمانى، حركت كنيم كه به خدا