55در مقابل قصر كس نيست كه دفاع كند و مقاومت چندانى نخواهد كرد».
مختار گفت: «هر كه پير و ناتوان يا آسيبديده است، اينجا بماند. هر چه بار و كالا داريد، اينجا بگذاريد تا سوى دشمن رويم». گويد:
چنان كردند. مختار، ابو عثمان نهدى را پيش آنها نهاد و ابراهيم بن اشتر را پيش فرستاد و ياران خود را به همان صورت كه در شورهزار بودند، بياراست.
عبد الله بن مطيع، عمرو بن حجاج را با دو هزار كس فرستاد كه از كوچه ثوريان سوى آنها آمد. مختار شخصى را پيش ابراهيم فرستاد كه او را دور بزن و با وى روبهرو نشو. ابراهيم او را دور زد.
مختار، يزيد بن انس را خواست و گفت بهسوى عمرو بن حجاج رود. يزيد سوى او رفت و مختار به دنبال ابراهيم روان شد. همگى برفتند تا مختار به محل نمازگاه خالد بن عبدالله رسيد و توقف كرد و به ابراهيم گفت كه راه خويش را دنبال كند و از جانب بازار وارد كوفه شود. ابراهيم از راه كوچه ابن محرز آهنگ بازار كرد.
شمر بن ذى الجوشن با دو هزار كس آماده نبرد شد. مختار، سعيد بن منقذ همدانى را به سوى او فرستاد كه با وى نبرد كرد، و شخصى را به سوى ابراهيم فرستاد كه او را دور بزن و به راه خويش برو، و او برفت تا به كوچه شبث رسيد. نوفل بن مساحق با حدود دو هزار كس يا پنجهزار