83مكه در قسمت توسعه يافته گفته مىشود، در اينجا توسعه را نمىپذيريم؟ 1 در ضمن اگر بر رمى جمره سابق تعبد داريم، بايد گفت عرفاً جمرهاى كه به شكل امروزى ساخته شده و نه ارتفاعش ارتفاع جمره سابق است و نه عرض و جنسش مانند سابق، چطور رمى قسمت وسط آن، يا مقدارى كه به اندازه جمره سابق است را مىتوان عرفاً رمى جمره سابق دانست؟
اشكال ديگر اينكه انصراف جمره به مصداق خارجى آن در زمان معصومان(عليهم السلام) به خاطر غلبه وجودى است نه غلبه استعمالى، بنابراين نمىتواند اطلاق جمره را از بين ببرد، چراكه انصراف ناشى از غلبه استعمالى است كه مانند قرينه لفظيه مانع ظهور لفظ مطلق در اطلاق مىشود 2 و در اينجا سكوت معصومان(عليهم السلام) از تغييراتى كه در مورد جمرات در اين دويست سال حاصل شده، قرينه ديگرى است بر اطلاق؛ چه اينكه با توجه به روايتهاى فاكهى و ازرقى جمرههاى اولى يا وسطا از جاى خود كنده و جابهجا شدند و عدهاى نيز آنها را به همين صورت جابهجا شده رمى كردهاند 3 و در زمانهاى متأخر اصلاً از بتهايى كه از زمان عمرو بن لحى بر هركدام از جمرات نصب بود، 4 چيزى باقى نمانده و قطعاً تغييرات بسيار بيشتر و جدىتر از صرف ارتفاع بوده است و با وجود اين، هيچ اعتراض يا توجهى به اين مطلب در روايات ما نيامده است.
ج) استصحاب قهقرايى
استدلال به استصحاب قهقرايى معناى جمره با اين توضيح كه چون معناى يقينى جمار، همين ستونها بوده است، پس ما يقين مىكنيم كه در زمان شارع نيز همينها را