183
گفتار دوم: شواهد روايى عدم اطلاق قيد «در منا بودن»
سه روايتى كه در فصل قبل به عنوان روايات معارض با وجوب حلق و تقصير در منا بررسى، و حمل به موارد عذر و حكم ثانوى شد، - يعنى روايتهاى مسمع و ابوجميله و على بن ابىحمزه، كه در مورد ناسى حلق يا تقصير يا خائف هستند - هرچند مستقيماً به مورد حرج و غير متمكن از ذبح در منا مربوط نمىشوند، مىتوان از آنها عدم اطلاق قيد «در منا بودن» حلق و تقصير را، در عين باقى مانده اصل تكليف استفاده كرد كه در نتيجه تعدد مطلوب در اين تكليف را مشخص كرده و راهگشايى براى تعيين وظيفه محرج يا غير متمكن از انجام حلق و تقصير در منا هستند.
گفتار سوم: بررسى قيد دفن و القاء شعر در منا
با توجه به روايت ابوجميله و روايت على بن ابىحمزه و روايات ديگرى كه در ذيل مىآيد، مطلوبيت القاء شعر و انداختن مو در منا حتى براى كسى كه در منا حلق نمىكند، روشن مىشود و فقهاى بسيارى به وجوب فرستادن مو در صورت عدم تمكن از رجوع
قائل هستند؛ مرحوم شيخ طوسى در «النهايه» 1 و مرحوم ابنزهره در «غنيه» 2 و علامه حلى در «منتهى» 3 و محقق حلى در «شرايع» 4 و صاحب مدارك 5 و محقق بحرانى در «حدائق» 6، مرحوم ميرزا جواد تبريزى 7 و فاضل لنكرانى 8 از قائلين به اين قول هستند.