182تمتعگزار پس از تراشيدن سر حلال مىشود پرسيدم، فرمود: «همه چيز جز بهرهمندى از زنان (لذت جنسى) براى او حلال است».
ج) رواياتى كه براى ترك عمدى حلق يا تقصير كفاره در نظر گرفته است، مانند:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِمَحْبُوبٍ عَنْ أَبِيأَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِيجَعْفَرٍ(ع) فِي رَجُلٍ زَارَ الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ يَحْلِقَ، فَقَالَ: «إِنْ كَانَ زَارَ الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ يَحْلِقَ، وَ هُوَ عَالِمٌ أَنَّ ذَلِكَ لَا يَنْبَغِي لَهُ فَإِنَّ عَلَيْهِ دَمَ شَاةٍ». 1
محمد بن مسلم مىگويد از امام باقر(ع) درباره كسى كه پيش از تراشيدن سر، به زيارت خانه خدا برود پرسيدم، فرمود: «اگر مىدانسته كه نبايد اين كار را انجام مىداده و آن را انجام داده، برگردن او خون يك گوسفند است (يك گوسفند كفاره دارد)».
د) رواياتى كه براى ناسى حلق يا تقصير، بازگشت به منا و انجام اين امور را امر كرده است. اين روايات در فصل قبل ذكر شد.
اين ادله در مجموع - غير از دسته آخر روايات - اصل وجوب حلق را بدون قيد ديگرى ثابت مىكند و رواياتى كه در فصل گذشته براى اثبات مقيد بودن اين واجب به
منا ذكر شد، مقيد مطلقات به قيد انجام آن در مناست. روايتهاى سعيد اعرج 2 و ابنمسكان از ابىبصير 3 و حلبى 4 و بطائنى از ابىبصير 5 كه در فصل گذشته بررسى شد، هيچكدام اطلاقى ندارد كه شامل غير متمكن و فرد متعسر از حلق و تقصير در منا باشد. بنابراين در صورت عدم تمكن يا تعسر و حرجى بودن حلق در منا، به ادله عامه اخذ مىشود و امتثال اين روايات مقيده از عهده مكلف ساقط مىشود.