175برخى نيز از تعبير «حتى نفر» كوچ كردن از مكه را استفاده كردهاند و بر اين اساس روايت را بر كسى كه از مكه رفته حمل كردهاند. شايد بتوان تعبير امام به يادآورى در راه را، با توجه به اينكه فاصله ميان منا و مكه چندان نيست كه لحاظ شود، قرينهاى بر اين حمل دانست. هرچند «نفر» را براى كوچ از منا اصطلاح مىدانند و تعبير «اين ما كان» بر عموميت اين حكم دلالت دارد. نكته اصلى در دلالت اين روايت، مورد آن است كه ناسى مىباشد و نمىتواند به حكم اولى دلالت كند.
3. روايت على بن أبىحمزه
[محمد بن يعقوب عن] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا(ع) قَالَ: «أَيُّمَا امْرَأَةٍ أَوْ رَجُلٍ خَائِفٍ أَفَاضَ مِنَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ لَيْلًا فَلَا بَأْسَ فَلْيَرْمِ الْجَمْرَةَ ثُمَّ لْيَمْضِ وَ لْيَأْمُرْ مَنْ يَذْبَحُ عَنْهُ وَ تُقَصِّرُ الْمَرْأَةُ وَ يَحْلِقُ الرَّجُلُ ثُمَّ لْيَطُفْ بِالْبَيْتِ وَ بِالصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ ثُمَّ لْيَرْجِعْ إِلَى مِنىً فَإِنْ أَتَى مِنىً وَ لَمْ يُذْبَحْ عَنْهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ يَذْبَحَ هُوَ وَ لْيَحْمِلِ الشَّعْرَ إِذَا حَلَقَ بِمَكَّةَ إِلَى مِنىً وَ إِنْ شَاءَ قَصَّرَ
إِنْ كَانَ قَدْ حَجَّ قَبْلَ ذَلِكَ». 1
يكى از دو امام باقر يا صادق(عليهماالسلام) فرمودند: «هر زن يا مرد ترسانى كه شبانه از مشعر كوچ كرده، عيبى ندارد كه همان شب، جمره را رمى كند و [بعد از رمى جمره] برود و كسى را فرمان دهد كه از سوى او قربانى كند و زن تقصير كند و مرد سربتراشد و سپس طواف و سعى كرده و سپس به منا بازگردد. پس وقتى كه به منا آمد، اگر ديد كه قربانى نكرده است، مانعى ندارد كه خودش قربانى كند و اگر در مكه سرش را تراشيد، بايد موهايش را به منا حمل كند و اگر هم بخواهد مىتواند، در صورتىكه پيش از اين نيز حج گزارده، تقصير كند».
سند روايت
اين روايت مشتمل بر اشخاصى چون سهل بن زياد و على بن ابى حمزه بطائنى است كه اعتبار روايت را مورد ترديد قرار مىدهد. ازاينرو سند روايت به تنهايى معتبر نيست.