160پيش از آغاز بحث، شايسته است به ملاك نوعى يا شخصى بودن عدم امكان يا حرج بپردازيم.
گروه اول قائلاند، هرچند همه حجاج نتوانند در منا قربانى كنند، اما همين كه شيعيان يا مقلدان آنان بتوانند بر خلاف غالب حجاج بهطور فردى در منا قربانى كنند، وظيفه آنها قربانى در مناست و نبايد به قربانى در خارج از منا اكتفا كنند. 1
اما به اين فتوا اشكالاتى وارد مىشود:
1. وقتى كه مجموعهاى از حجاج بخواهند اين كار را انجام دهند، باعث اختلال نظام و بىنظمى و نزاع مىشود. 2
2. با توجه به اينكه حتى اگر مجموعه مقلدين يك مرجع بخواهند به اين فتوا عمل كنند:
اولاً، بايد اعمال همه آنها تأخير بيفتد و حرج و ضرر شديد دارد و
ثانياً، باب خطر و ضرر براى شيعيان باز مىشود و اين برخلاف تقيه است،
بنابراين ممكن است بگوييم اين كار به خاطر عدم امتثال ادله تقيه غير صحيح است. 3
كفايت عدم امكان يا حرج نوعى، يكى از مصاديق قاعده حرج است و علاوه بر آن، عمومات تقيه بر كفايت قربانى در محلهاى تعيين شده، حاكم مىباشد.
جمعبندى
از ادلهاى كه گذشت، قيد «در منا بودن قربانى» به روشنى قابل استفاده است؛
در مورد فرع اول - كه عدم امكان قربانى داخل مناست - اطلاق مستفاد از روايت سماعه، وادى محسر را جايگزين تعبدى منا مىكند و قطعاً بر ساير نقاط حرم، در