159«وهن مذهب با ترك قربانى در منا توسط شيعيان»، كدام اهميت بيشترى دارد؟ كه گويا اهميت تقويتى كه ناشى از گوشت قربانى شيعيان است، در مقايسه با تقويتهاى مالى و نظامى آنان از سوى دشمنان، بسيار اندك است. از اين رو ظاهراً وجوب قربانى در منا - كه مقتضاى قاعده اشتغال نيز هست - مقدم مىشود.
گفتار چهارم: نوعى يا شخصى بودن ملاك اضطرار و حرج
نكتهاى كه باقى مىماند توجه به نحوه اخذ قيد عدم امكان يا تعسر قربانى در منا يا
وادى محسر است. اين مسئلهاى است كه هم اكنون نيز كم و بيش با آن مواجه هستيم و آن اينكه همه مراجع، كفايت قربانى در قربانگاههاى جديد را بر حرجى بودن يا عدم امكان قربانى در منا - تا آخرين وقت قربانى بنابر اختلاف اقوال - مشروط كردهاند. اما درباره اين عدم امكان يا حرج و عسر اختلاف نظر دارند. برخى آن را عدم امكان يا حرج و عسر فردى مىدانند، و برخى آن را عدم امكان نوعى.
براساس نظر اول، اگر تعداد معدودى از حجاج تا آخر وقت قربانى، بتوانند در منا يا وادى محسر بدون عسر يا حرج، با تأخير قربانى كنند، اين كار بر آنها واجب است و در اين مسئله حرجى بودن يا عدم امكان قربانى در منا، براى ساير مكلفان (مقلدان مراجع ديگر يا ديگر مقلدان اين مرجع)، تأثيرى در تكليف اين افراد معدود ندارد.
اما براساس نظر دوم، ملاك حرجى بودن و عدم امكان و ضرر و تالى فاسدهاى ديگر، لحاظ آن بر نوع مكلفان است و اگر نوع، اين مشكلات را داشته باشد، تكليف قربانى كردن در منا از همه حتى افراد معدودى كه برايشان مشكلى پيش نمىآيد، ساقط مىشود.
از جمله فقهايى كه قائل به اعتبار امكان شخصى يا حرج شخصى هستند، آيت الله تبريزى است و از جمله فقهايى كه ملاك را حرج نوعى مىدانند، حضرات آيات عظام شبيرى، سبحانى، شيخ محمدسند هستند. 1