150البته در كلمات اصحاب آمد كه روزه تكليف كسى است كه قربانى پيدا نكند و قيمتش را هم نداشته باشد، نه اينكه قربانى دارد، ولى نمىتواند آن را در منا ذبح كند. 1
پنج - تقييد يا تعارض ادله وجوب قربانى در منا با ادله حرمت اسراف و تبذير
بر فرض پذيرش شمول اطلاقات ادله ذبح بر مصداق امروزى آن، اين ادله با ادله حرمت اسراف و تبذير تقييد مىخورد. آيات متعدد از قرآن مجيد برحرمت اسراف و تبذير دلالت و تأكيد دارد، مفهوم اسراف و تبذير در روايات، شامل كوچكترين و نازلترين اشياء مانند هسته خرما يا باقيمانده آب نيز شده است. قربانى كردن در مذابح جديد به گونهاى كه حتى حيوانات هم نتوانند از گوشت قربانى استفاده كنند و مجبور به دفن كردن يا آتش زدن گوشتها بشوند، روشنترين مصداق تبذير و اسراف است.
نمىتوان تبذير در حج را به خاطر ادله نفى اسراف در نفقه حج جايز دانست؛ زيرا مفاد اين ادله گشاده دستى در انفاق در حج، و تجويز فراتر از مرز ميانه روى و اقتصاد در آن است و نه تضييع و تباه كردن مال، كه تبذير است، و اصولاً ادله نفى اسراف در حج ناظر به اين مورد نيست؛ چنانكه مرحوم نراقى نيز اين مطلب را تأييد مىكند. 2 بر اين اساس دليل ذبح، چنان اطلاقى كه مصاديق فعلى تلف قربانى در منا را نيز شامل شود، ندارد.
بر فرض پذيرش اطلاق، اين دو دسته دليل با هم تعارض مىكنند و با توجه به نسبت عموم من وجه در مورد اجتماع - كه قربانى در منا به گونهاى كه تبذير شود، است - چون ادله حرمت تبذير قوىترند، مقدم مىشوند و بر فرض تساوى قوت دو دليل، تساقط مىكنند و در اين مصداق به اصل عملى رجوع مىشود؛ از آنجا كه اين مصداق شبهه اقل و اكثر ارتباطى است (قربانى با قيد در منا بودن يا قربانى بدون قيد