206جهانبينى تمدنى مبتنى بر نظم نوين جهانى اسلامى دانست كه با نظم جهانى سكولار مخالف است. 1
بر اين اساس اهميت دستيابى به مرحله تمدنى در بيدارى اسلامى را در دو نكته مىتوان يافت:
1. جنبشهاى انقلابى موفق، دربرگيرنده دو مرحله تخريبى و تأسيسى هستند. از اين منظر، مرحله بنيادى و اصلى هر انقلاب، آفرينش و نهادمندى سامان سياسى نوين است و انقلاب پيروزمند، نيازمند ايجاد نظم سياسى نوين يا دولتى نوين است. 2 بنابراين بيدارى اسلامى براى حضور پايا و پويا، بايد علاوه بر موضع سلبى و انتقادى نسبت به وضع موجود، در مورد آينده پس از قيام نيز برنامههاى ايجابى و عملياتى داشته باشد.
2. براى حفظ دستاوردهاى نهضت، رسيدن به مرحله تمدنى لازم است؛ زيرا نهضتسازى و جنبش، اولين مرحله بيدارى اسلامى است كه با هدف نظامسازى سياسى و تكامل بيدارى اسلامى - منوط به ورود به مرحله دوم - است. به عبارت ديگر بيدارى اسلامى در مرحله اول، با استعمار خارجى در مقابل غرب و مدرنيته و در مرحله دوم با استبداد داخلى در مقابل حاكمان وابسته، ايستادگى و مبارزه مىكند. اما توقف در اين مرحله، به شكست بيدارى اسلامى و از بين رفتن دستاوردهاى بيدارى اسلامى منجر مىشود؛ زيرا بالاتر از نظام ليبرال دموكراسى غرب، تمدن غرب وجود دارد كه اين نظام را حمايت مىكند. اگر بيدارى اسلامى با ارائه نظام سياسى اسلام، فقط با نظام ليبرال دموكراسى مقابله كند، در صورت فقدان نظام تمدنى، براى تداوم خود پشتيبانى ندارد؛ در نتيجه نظام سياسى، شكست خواهد خورد. 3