137تفاوت كارگروهى در حج، با فريضه عبادى ديگرى مانند جهاد، در اين است كه در جهاد، با تقسيم وظيفه و كمك همگانى، كار به انجام مىرسد و اگر يك فرد، كارش را درست انجام ندهد، به همه لطمه مىخورد. در اينجا هر يك از افراد، به تنهايى مهم هستند و هر يك در كنار ديگرى، تشكيل يك مجموعه را مىدهند و با نبود هر كدام، مجموعه دچار نقض مىشود. اما در حج، هر يك از حجاج، داراى تعيين و تشخيص نيست تا به شكلگيرى مجموعه كاملى منتهى شوند و با نبود يكى، مجموعه مختل شود. به عبارت ديگر در حج، افراد موضوعيت ندارند؛ بلكه وجود آنها در كنار وجود ديگران، معنا و ارزش اثر پيدا مىكند و به همافزايى منجر مىشود. آنان مىفهمند كه وجود يافتنشان در پيوستن به ديگران است و همگى در عين تكثر و تفاوتهاى فردى، در ابعاد انسانى داراى نيازها، انگيزشها، احساسات، اهداف، اعمال و رفتار مشترك بوده و اساساً يگانهاند. به اين ترتيب در حج، مفهوم «امت واحده»، بهخوبى متجلى مىشود. 1
ب) ساختارشكن بودن
در حج، بر اساس مدل مناسكگذار، 2 زائر ابتدا از محيط زندگى خود جدا شده و به فضايى جديد منتقل مىشود و سپس با تغييرى ناشى از گذراندن مناسك، با موقعيتى جديد به جامعه برمىگردد. 3