138ويكتور ترنر 1 با اتخاذ مدل سهلايه مناسكگذار، به توسعه آن مىپردازد و اين مناسك را به مثابه حركتى از ساختار به ضد ساختار و بازگشت مجدد به ساختار مىنگرد. او با طرح مفهوم جماعتواره، زائر را در هنگام انجام مناسك زيارتى، در شرايط ضد ساختار يا حداقل ساختار مىداند كه از شبكه سلسله مراتب اجتماعى خارج شده و با ديگر زائران، روابط اجتماعى جماعتوارگى را ايجاد مىكنند. شاخصه روابط اجتماعى در اين فضاى متفاوت، همسانى ظاهرى و اعتزال دنيوى از لذتهايى است كه در دوره احرام با همشكلى در پوشش و نمادگرايىهاى قدرتمند مرگ، به اوج خود مىرسد. 2
حج امكان ورود به فضايى خارج از ساختار زندگى دنيوى را ايجاد مىكند كه در آن، زائران گونهاى از روابط اجتماعى برابرگرايانه را مىآزمايند. آنها در اين فضا در هدفى مشترك وحدت مىيابند و نوعى نزديكى و همدلى را وراى تفاوتهاى دينى، قومى و نژادى تجربه مىكنند. زائران در اين فضا، نوعى از روابط اجتماعى را تجربه مىكنند كه ناقض ساختار معمول زندگى دنيوى است و با خصايص برابر گرايانهاى كه دارد، تجربهاى وحدتبخش را به زائران ارائه مىدهد. 3