184
پدرتان ملحق شويد. من به شما اجازه مىدهم». عبدالله و موسى رفتند. امام جعفر صادق(ع) به آن دو رو كرد و فرمود:
«ما لكما؟»؛ «چه اتفاقى براى شما افتاده است؟» آن دو گفتند: «محمد به ما اجازه داده است». امام جعفر صادق(ع) فرمود:
«ارجعا فما كنت لأبخل بنفسي و بكما عنه»؛ «برگرديد. نمىخواستم به خودم و شما در راه او، مضايقه كنم». موسى و عبدالله برگشتند و محمد را ديدند و او را از اين كار باخبر ساختند. 1
تصوير شماره 43. يكى از گوشههاى قسمت بالايى شبكه ضريح مطهر.
با وجود يقين امام صادق(ع) به شكست قيام ذىالنفس الزكيه و شهيد شدن او نزديك احجار زيت 2، عبدالله پدر ذىالنفس الزكيه، حرفهاى او را باور نكرد و گمان مىكرد كه حضرت به او حسادت مىكند. 3 سرانجام محمد ذىالنفس الزكيه در رمضان سال 145 ه .ق/ 762م، و برادرش در باخمرى، در 25 ذىالحجه همان سال به شهادت رسيد.