183تمام مدينه به دنبال محمد ذىالنفس الزكيه قيام كرد؛ بهجز برخى از شخصيتها. مالك بن انس اعلام كرد: «بيعت منصور اعتبار ندارد؛ زيرا با اكراه صورت گرفته است». 1 بين محمد و منصور، نامههاى زيادى رد و بدل شد. براساس يكى از آن نامهها، منصور تعهد كرد محمد را عفو كند و وعدههاى فراوان ديگرى نيز به او داد. اما محمد كاملاً مىدانست كه منصور به وعدههايش وفا نمىكند. ازاينرو به او پاسخ رد مىداد؛ چنانكه يك نمونه از پاسخهايش به منصور، چنين است:
من نسبت به تو در امر خلافت، شايستهتر و نسبت به وعدههايى كه مىدهم، وفادارتر هستم؛ چراكه تو وعده و امانى را به من دادهاى كه قبل از من نيز به مردان ديگرى داده بودى. كدام يك از امانها را به من مىدهى؟ امانى كه به ابنهبيره دادى يا امان عمويت عبدالله بن على يا امانى كه به ابومسلم دادى»؟! 2
دو فرزند امام صادق(ع)، موسى و عبدالله نيز به قيام محمد ذىالنفس الزكيه پيوستند؛ با وجود آنكه امام صادق(ع) به عاقبت آن يقين كامل داشت. ابوالفرج اصفهانى مىگويد:
امام صادق(ع) به سبب ترس از انقطاع نسل رسول خدا(ص)، به پسرعمويش ذىالنفس الزكيه، پس از اعلام قيامش فرمود:
«اتحب ان يصطلم اهل بيتك؟»؛ «آيا دوست دارى كه اهل بيت تو ريشهكن شوند؟» محمد گفت: «نه. اين كار را دوست ندارم». امام صادق(ع) فرمود:
«فان رأيت ان تأذن لي فانّك تعرف علّتي»؛ «اگر صلاح مىدانى به من اجازه بده تا دليل من را بدانى». محمد گفت: «به تو اجازه دادم». سپس محمد پس از آنكه جعفر(ع) رفت، رو به موسى و عبدالله، دو فرزند جعفر(ع) كرد و گفت: «به