42عجمآقاسى است. بعد از رسيدن به دياربكر، شخصى به نام ايوبآقا آمد و خود را عجمآقاسى معرفى كرد. معرفىنامهاى از قاضى دياربكر نشان داد و به نام عوارض، با ضرب چوب از هر نفر ده قروش 1 باقىمانده ما را گرفت. اين بىچارهها التماس كرديم كه در يك سال دو عجمآقاسى نبايد وجود داشته باشد و عوارض بگيرند ولى الان دو عجمآقاسى وجود دارد. التماس ما مقبول نشد و هر چه از ظلم و ستم توانستند روا داشتند. بر اين مبنا، به حجاج فقير كمال پريشانى دست داد. تعدادى به وطن بازگشتند و تعدادى در دياربكر توقف كردند. تعدادى نيز لنگلنگان به صوب مقصود به راه افتادند. به دستور ايوب كه عجمآقاسى است، متسلم 2 مزبور اين فقرا را به مدت پنج روز نگه داشت و به نام سلامتى، يك مقدار آقچه پيشكش گرفت و اذن عبور داد.
در حين ورود به سيوَرَك، با اشاره ايوب مزبور، ضابط آنجا نيز ما را سه روز نگه داشت و هر چه داشتيم با ظلم گرفت، بعد اجازه عبور داد. در محلى به نام ملّلىسراى 3، باجدارِ روها عُرفه، همراه با دويست نفر از اشرار ما را محاصره كرده و تعدادى از ما را دستگير و حبس كردند و اموال و اجناس و حتى داروهايمان را غارت كردند. به نام گمرك، همه آقچههايمان را گرفته، اجازه دادند. پنج روز مانده به منزل بيرهجك، در كنار آبى، سرگردان مانديم. باز از برخى از ما دو [سكه] طلا و از تعدادى ديگر هشت طلا گرفتند و اجازه دادند از آب عبور كرديم. قسم به عزت خداى تعالى، حاكمان كردستان و آقايان عجم به اتفاق هم، از اين بىچارگان در هر منزل چون اسيران فرنگ برخورد كردند و انواع ظلم و ستم گوناگون را روا داشتند. مانند ارامنه و يهود ما را سرشمارى و جبراً آقچههاى بسيار زياد از ما اخذ كردند.