31كه در اسناد عثمانى مطالب زيادى در مورد زوار وجود ندارد.
براى تحقيق در خصوص حجگزارى، بى شك مىتوان خلأ معلومات سفرنامههاى حج گزارى ايرانيان را با اسناد عثمانى و ايرانى پر كرد. به جرأت مىتوان گفت بدون اسناد عثمانى درك تاريخ حجگزارى ايرانيان ناقص مىماند.
به طور نسبى اسناد عثمانى در كنار اسناد ايرانى آمار حجاج را در اختيار ما قرار مىدهد، اين در حالى است كه منابع تاريخى و ديگر منابع اطلاعات چندانى در اين خصوص ندارند.
براى نگارش اين اثر، ابتدا اسناد مربوط به موضوع در آرشيو ايران و تركيه از طريق جستجوى كلمه شناسايى شده و بعد از انتخاب، درخواست اصل سند را داده و دريافت نموديم و سپس آنها را خوانده و اسناد عثمانى را بعد از خوانش، كاملاً ترجمه كرديم.
در مرحله خوانش اسناد عثمانى، به 20 مورد سندولانى برخورديم كه موارد ديگرى علاوه بر حجگزارى در اين اسناد ديده مىشود كه محقق تنها به ترجمه بخشهاى مربوط به حجاج ايرانى پرداخته و از بازخوانى ديگر بخشها خوددارى كرده است. در ميان اسناد وزارت خارجه، متن اصلى برخى اسناد تركى و عربى است و در حاشيه آنان به زبان فارسى نوشته شده بود كه محقق تنها به بازخوانى قسمت فارسى پرداخته است.
موضوعات درج شده در اين اسناد بسيار متنوع و مربوط به رخدادهاى مختلف سياسى، اجتماعى، بهداشتى، دشوارىهاى مسير، سرقتها، قتل و غارت، مرگ و مير، جواز عبور، مالياتها و... مى باشد. در اين ميان، گاهى نيز با نمونههاى اجتماعى بسيار جالبى مواجه هستيم كه مهربانى و صميمت عثمانىها در رابطه با حجگزارى ايرانيان را به ما نشان مىدهد. به عنوان نمونه پيدا شدن اسب باقر نامى از حجاج ايرانى، تسليم اموال متروكه حاج حسين ايرانى به خانوادهاش، توجه عثمانى به نزاع