32ميان حجاج ايران و داغستان، قانع كردن مادر شاهزداه ايرانى، عباس ميرزا كه در بازگشت از سفر حج قصد رفتن به اروپا از طريق مصر را داشت، رضايت و تشكرنامههاى ايرانيان فقير و درويش به سلطان عثمانى و كمك ايرانيان به ساخت راهآهن عثمانى و....
در ميان اسناد عثمانى و فارسى موضوعات مشترك زيادى وجود دارد، به خصوص قرنطينه، ممنوعيت راه جبل، منع استفاده از سكّه قران ايرانى در حجاز، نصب ضريح براى امامان بقيع و مشكلات حاصل از آن، تأسيس كارپردازى جده، ممنوعيت خريد و فروش برده و انعكاس آن در ميان حجاج ايرانى، ورثه و اموال متروكه متوفيان در حجاز و در مسير راه، مسائل مربوط به تذكره، ويزا و ورود به سرزمين عثمانى و... مىباشد كه محقق مىتواند به طور مقايسهاى و حادثهيابى در ميان هر دوگروه اسناد تحقيق كند. اين اسناد متمم و مصحح يكديگرند و مهر تأييدى بر حرفهاى مؤلفان و شاهدى بر وقايع ذكر شده در سفرنامههاى دوره قاجار مىباشند.
از اين لحاظ اسناد ايرانى و عثمانى با سفرنامههايى كه حقايق حجاج ايرانى را در قرن 13 و 14 مشخص مىكند بايد در كنار هم قرار گرفته و مطالعه شوند.
اين اثر كه بر اساس اسناد و مدارك آرشيوى و نيز متون تاريخى نوشته شده، نخستين تحقيق مفصلى است به موضوع حجاج ايرانى پرداخته است.
در انتشار اين كتاب اولاً از حجة الاسلام والمسلمين استاد سيدعلى قاضى عسكر، نماينده رهبرى ايران در حج وزيارت، بسيار سپاسگزارم. در ترجمه اسناد عثمانى، دوست عزيز بنده خانم مهرى آريانفر با وجود اينكه به زبان تركى مسلط نبودند، با كوشش فراوان اهتمام ورزيده است، به طورى كه گاهى براى ترجمه يكى از اين اسناد و اصطلاحات آن ساعات زيادى وقت صرف شده است.
بىگمان اگر ايشان نبود، نمىتوانستم ترجمه اسناد و گردآورى اين كتاب را به