195فرياد زد: «اقتلوا العجم كافة بوجه الله». حجاج ايرانى كه در آن لحظه متجاوز از 300 نفر ذكور و اناث مختلط بودند، در حرم محترم نبويه بلافاصله مردم در گرد ايرانيان جمع شدند و به ضرب و شتم آنها آغاز كردند.
در آن لحظه، بعضى از زوار مؤمىاليه نماز را قطع كرده و آنها را فوراً در كمال ضرب و حقارت خارج كردند و نيز لحظهاى كه آنان از چاهها آب بيرون مىكشيدند، در اين اثنا در جلو چاه داخل بازار نيز اهالى متعصب و خشمگين روى آنها هجوم بردند و بعد از آن كه با چوب و چماق و چنين چيزهايى كه قبلاً تهيه كرده بودند، به دور از آداب انسانى و اسلامى و به شكلى كه به اين آداب شباهت نداشت، رفتار كردند. حتى زنان نيز از اين رفتار مبرى نبودند و نقابها و روسرى آنها را نيز با زور پاره كردند و آنان را چنان ضرب و جرح كردند كه از حيا دور بود. بر اين جهت تا زمانى كه جلوى خانههايى كه ميهمان بودند، برسند چه آنها و چه ايرانيانى كه در اين اثنا در بازار و كوچه ها مشغول به كار خودشان بودند، همه را كتك زدند و بيشتر از 300 نفر مجروح شدند. علاوه بر آن 5 نفر از زنان و 4 نفر از مردان، تلف و اعدام شدند و باز از زنان 6 نفر گم شد. دو نفر [از] آنها بعداً پيدا شد[ند] و 4 نفر از آنها اينكه كجا ماندند و چه بر سرشان آمد، هنوز هيچگونه معلوماتى دريافت نشده است.
اين فساد واقع شده از طرف سيدحسنعطار كه از مقام دليلى حجاج طرد شده بود و ديگر رئيس اغوات، نيز جرو اهانتكنندگان بود. او شايع كرد كه دولت عليّه ايران با دولت روسيه بالاتفاق بر عليه دولت عثمانيه متحد شدند. بر مبناى اين شنيدهها و در ميان اراجيفى كه قبل از ورود زوار به مدينه منوره شايع بود و نيز تحريك و تشويق خواجه اسحاقافندى كه مشهور اذهان اهالى و محب خاندانش بود، در اين رفتار مردم مؤثر بوده است. عدد مقتولان آن روز نيز از افادات حجاج كه در آن روز به محمل شام بازگشتند، اخذ شده است. اين رفتار و خيانت واقع شده، چه با محمل شام و چه از طريق جبل و