23 كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بوده [نيز گواه اوست]». (احقاف: 12) و (هود: 17)، همچنين درباره حضرت ابراهيم(ع) مىفرمايد: (قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً)؛ «خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم». (بقره: 124) درباره بندگان خاص الهى نيز مىفرمايد: (وَ اجْعَلْنٰا لِلْمُتَّقِينَ إِمٰاماً)؛ «و ما را پيشوايى براى پرهيزكاران گردان». (فرقان: 74).
قرآن كريم، «لوح محفوظ» 1 را نيز «امام مبين» مىداند و مىفرمايد: ( وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنٰاهُ فِي إِمٰامٍ مُبِينٍ ) ؛ «و همه چيز را در كتاب روشنگرى احصا كردهايم». (يس: 12)
معناى اصطلاحى امام
متكلمان اسلامى، امامت را به رياست و رهبرى جامعه اسلامى تعريف كردهاند؛ چنانكه «قاضى ايجى» از علماى اهلسنت در اينباره مىنويسد:
هي خلافة الرّسول في إقامة الدّين بحيث يجب اتّباعه على كافة الأمّة. 2
امامت، خلافت و جانشينى پيامبر(ص) است در برپاداشتن دين؛ بهطورىكه پيروى از او بر همه امت واجب مىباشد.
شبيه همين تعريف نيز از بعضى متكلمان شيعه وارد شده است. «شيخ مفيد» در اين زمينه مىگويد:
الامام هو الانسان الذي له رئاسة عامة في الامور الدين و الدنيا نيابة عن