95كتاب الصوم - به مبسوط مستند كردهاند. 1
با روشن شدن نظر طرفداران قول به استتار، بايد گفت اين قول از حمايت فقهاى بزرگ و متعددى از قدما، متأخرين و معاصرين برخوردار بوده، درميان فقهاى شيعه قول شاذّى محسوب نمىگردد.
2. ادله قائلان به اعتبار استتار شمس از فقهاى اماميه
آنچه مورد استدلال طرفين و قائلان به هر قول قرار گرفته است، تماماً روايات است. بنابراين در اينجا به طرح و بررسى روايات عنوان شده از سوى قائلان به استتار مىپردازيم:
روايت اول: صحيحه عبدالله بن سنان
عَنْ أَبِي عَبْدِ الله(ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا. 2
از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمودند: وقت مغرب زمانى است كه خورشيد غروب كرده، قرص آن غايب گردد.
الف) بررسى سندى
سند روايت چنين است: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ ابْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِالله بْنِ سِنَانٍ».
شكى از جهت صحت سند اين روايت نيست. 3 وجه صحتش نيز اين است كه