75نبود. به نظر مىرسد اين وصف در نظر عامه جز تأكيد، معناى ديگرى نداشته باشد.
مراد از فعل «إجدح»، در روايت، تهيه سويق 1 است. خليل و جوهرى اين تعبير را براى مخلوط كردن سويق بهكار بردهاند. 2 ابناثير نيز با استشهاد به همين روايت مىنويسد: «جَدَح يعنى بههم زدن و مخلوط كردن سويق با آب تا يكنواخت گردد». 3 ابنمنظور اين فعل را توسعه داده و جايگاه استعمال آن را هر چيز مخلوطشدنى دانسته است. 4 نتيجه اينكه، حضرت رسول(ص) امر به تهيه و مخلوط كردن سويق نمودند، اما مصاحب ايشان توقع انتظار بيشترى از حضرت داشته و روز را تمام نشده تلقى كرده است. 5 اينجاست كه حضرت كفايتِ «اقبال ليل» براى افطار را اعلام مىفرمايند. 6
د) روايات رؤيت مواقع نَبْل (جايگاه افتادن تير)
آخرين طائفه از رواياتِ دال بر كفايت استتار غروب شمس بهعنوان وقت نماز مغرب، رواياتى است كه در آن گرچه براى نماز مغرب وقتى معين نشده است، لازمى ذكر شده كه فقهاى عامه آن را بهعنوان بيان تعجيل نماز مغرب دانستهاند و از آنجا كه قبل از سقوط قرص خورشيد كسى قائل به دخول وقت نماز مغرب نيست، اين روايات را بيانگر دخول وقت با استتار شمس و سقوط قرص تلقى نمودهاند.