269همين ملاك در موضوع غروب نيز وجود دارد؛ و با اينكه در ما نحن فيه، قراين متعددى بر عدم تقيه موجود است، ولى مورد غفلت واقع شده است.
نتيجه
با توجه به اين قراين و شواهد، روشن مىشود كه محملى براى حمل روايات استتار بر تقيه وجود ندارد. بنابراين نبايد روايات استتار به جرم موافقت با عامه طرح شوند و ملاك موافقت با عامه نبايد با تسرع بهكار گرفته و روايات متعددى از اهل بيت(عليهم السلام) كنار گذاشته شود. بلكه لازم است بين اين دسته و روايات دال بر ذهاب حمره مشرقيه، جمع دلالى صورت گيرد.
وجه سوم - ترجيح روايات ذهاب حمره به دليل موافقت با كتاب (مرجح مضمونى)
اين نوع ترجيح در كلمات عده انگشتشمارى از فقها ذكر شده است. 1
بيان اول - موافقت روايات ذهاب حمره با مضمون آيه 78 سوره اسراء
اين وجهِ ترجيح در عبارت شهيد سيد محمد صدر با تفصيل بيشترى مطرح و موافقت دلالى و مضمونى ادله ذهاب حمره با تعبير قرآنى (إِلىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ ) 2تبيين شده است؛ چراكه مراد از «غسق الليل» وقت نماز مغرب است و اين تعبير، به دليل دلالت بر ظلمت و تاريكى شب 3، با ذهاب حمره سازگارى بيشترى دارد. 4