268سفيد، درحالىكه كوزهاى كوچك و ليوانى به دست داشت، نزد حضرت آمد. هنگامىكه مؤذّن الله اكبر گفت، نوشيدنى را براى ايشان ريخت و حضرت گرفت و نوشيد.
اذانى كه گفته شده، با توجه به حاكم بودن فضاى اهل تسنن، زمان استتار بوده است؛ امام كاظم(ع)، به محض شروع اذان، روزۀ خود را افطار نمودند، با اينكه اندكى صبر كردن به بهانه تمام شدن اذان يا خواندن دعا يا مقدم كردن نماز 1، خلاف تقيه به نظر نمىرسد. البته در مواردى ممكن است، به دليل شدت تقيه، همين مقدار هم نتوان صبر نمود و «صاحب التقية اولى بها». ولى سخن در اين است كه اين درجه از تقيه بايد نقلى از آن باقى مىماند.
نكته درخور توجه اينكه صاحب حدائق كه پيشتاز حمل روايات استتار بر تقيه مىباشد، خود در بحث وجوب يا استحباب قنوت كه روايات آن مشابه روايات محل بحث ماست، حمل روايات ترخيص در قنوت بر تقيه را روا ندانسته، بلكه آن را شاهدى براى حمل روايات دسته ديگر بر استحباب دانسته است. يكى از دلايل ايشان روايتى است كه قابليت حمل بر تقيه را ندارد. 2 عبارت صاحب جواهر(رحمه الله) نيز در اين زمينه خواندنى است:
با حمل روايات بر شدت استحباب و نفى وجوب مىتوان بين روايات جمع كرد. اما قول به وجوب قنوت مستلزم طرح روايات ترخيص يا حمل آن بر تقيه است كه جز هنگام ضرورت نبايد بدان پناه برد؛ چراكه چنين حملى مانند طرح دسته ديگر از روايات است. 3