267شيعه از حضرات معصومين(عليهم السلام) نقل شده است كه روايت غيبوبت حاجب 1، نزول جبرئيل براى تعليم اوقات نماز 2، مواقع نبل 3 و امثال آن از اين دستهاند. اگر فضاى تقيه حاكم بوده، چه نيازى به نقل عين روايات اهل تسنن بوده است؟ اساساً تقيه به كمتر از اينها قابل تحقق است. اگر كسى فضاى تقيه را چنان پررنگ جلوه دهد و مدعى شود امام مجبور بوده است عين تعابير عامه را بهكار ببرد، پاسخ ما اين است كه بايد شواهدى از چنين فضاى سنگينى بين فقها باقى مىماند؛ درحالىكه تا قرن دهم اثرى از احتمال تقيه نيست.
ششم - روايات ديگر
انصاف اين است كه در برخى روايات استتار، احتمال تقيه منتفى است كه رواياتى چون معتبره فضل بن شاذان
«لِأَنَّ الْأَوْقَاتَ الْمَشْهُورَةَ الْمَعْلُومَةَ الَّتِي تَعُمُّ أَهْلَ الْأَرْضِ فَيَعْرِفُهَا الْجَاهِلُ وَالْعَالِمُ أَرْبَعَةٌ، غُرُوبُ الشَّمْسِ مَعْرُوفٌ مَشْهُورٌ يَجِبُ عِنْدَهُ الْمَغْرِبُ» 4 از اين جمله است. با بررسى فضاى روايت، مناسبات حكم و موضوع و عللى كه در اين روايت مطرح شده است، احتمال تقيه براى هر منصفى منتفى مىگردد.
يا روايت ابنابىالعرندس:
قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى(ع) فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ قَدْ أَتَاهُ غُلَامٌ لَهُ أَسْوَدُ بَيْنَ ثَوْبَيْنِ أَبْيَضَيْنِ وَ مَعَهُ قُلَّةٌ وَ قَدَحٌ، فَحِينَ قَالَ الْمُؤَذِّنُ: الله أَكْبَرُ، صَبَّ لَهُ فَنَاوَلَهُ وَ شَرِبَ. 5
امام موسى كاظم(ع) را ماه مبارك رمضان در مسجدالحرام ديدم؛ غلام سياهى بين دو لباس