260اين روايت هيچ دلالتى بر تقيه ندارد، بلكه دلالت بر كفايت استتار شمس در تحقق غروب مىكند. البته در اين صورت از روايت استفاده مىشود كه استتار از چشمِ مصلى بدون حائل كافى است؛ هرچند نور خورشيد از آن منطقه غروب نكرده باشد. از قضا، برخى از فقها به اين مطلب قائلاند 1؛ ضمن اينكه احتمال ديگرى هم در شعاع شمس وجود دارد و آن اينكه پرتوهاى خورشيد هنگام غروب خورشيد در طرف مغرب باشد.
نكته ديگرى كه اين برداشت را تأييد مىنمايد اين است كه با توجه به اينكه اكثر جامعه در آن زمان از عامه بودهاند، هنگام مواجهه با شخصى كه زمان استتار نماز مىخواند، تعجب، ناراحت شدن و نفرين كردن منطقى به نظر نمىرسد.
شاهد سوم - روايت على بن حكم
وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا(ع)، أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ: إِذَا غَابَ كُرْسِيُّهَا. قُلْت: وَمَا كُرْسِيُّهَا؟ قَالَ: قُرْصُهَا. فَقُلْتُ: مَتَى يَغِيبُ قُرْصُهَا؟ قَالَ: إِذَا نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَلَمْ تَرَه. 2
از امام باقر يا امام صادق(عليهما السلام) درمورد وقت مغرب پرسيده شد. فرمودند: هنگامى كه كرسى شمس غايب گردد. عرض كردم: كرسى شمس چيست؟ فرمودند: قرص خورشيد. سؤال كردم: قرص خورشيد كى غايب مىشود؟ جواب فرمودند: وقتى به آن نگاه كنى و آن را نبينى.
نحوه دلالت اين روايت بر تقيه به اين صورت بيان شده است كه امام(ع)، در پاسخ به پرسش از وقت مغرب، با تعبير «كرسيها» مجمل جواب دادهاند و وجه اين اجمال