259اولاً، اگر مراد از تعبير «هَذَا مِنْ شَبَابِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ» عامى بودن شخص باشد، ذكر قيد «شباب» لغو بوده، تعبير «هذا من اهل المدينة» براى بيان عامى بودن شخص كافى بود. ظاهراً ذكر «شباب» بيانگر اين است كه شخص جوان بوده، به اقتضاى جوانى مسئله را ندانسته يا عجله كرده است وگرنه بايد كمى صبر مىكرد تا شعاع خورشيد منعدم گردد. 1
ثانياً، از ضمائر مفردِ بهكاررفته در اين روايت استفاده مىشود كه امام(ع) تنها بوده و لذا وجهى براى تقيه وجود نداشته است 2؛ از اين رو برخى فقها حمل اين روايت بر تقيه را به اين دليل كه حضرت بيرون از شهر و تنها بوده و انگيزهاى براى تقيه نبوده است، از اعجب امور دانستهاند. 3
ثالثاً، ظاهراً امام(ع) مسافر بوده است و مطابق نظر شيعه 4 و اهل تسنن 5 مسافر حقّ تأخير انداختن نماز مغرب را دارد تا از روشنايى روز استفاده كند و طى مسير نمايد؛ بنابراين اگر امام(ع) نمازشان را تا حمره مشرقيه به تأخير مىانداختند نيز، خلاف تقيه عمل نكرده بودند. 6
بنابراين، مىتوان گفت از مجموع روايت اينگونه برداشت مىشود كه آن افراد احتمالاً به دليل اينكه منطقه وادى بوده و پستى و بلندى داشته است، نور خورشيد را مىديدهاند: «وَ نَحْنُ نَنْظُرُ إِلَى شُعَاعِ الشَّمْسِ»، ولى براى امام(ع) كه در بطن وادى بودهاند استتار شمس محقق بوده است؛ لذا شروع به خواندن نماز كردهاند. بنابراين،