258به همين علت افراد مذكور به نفرين آن شخص زبان گشودند؛ چرا كه مىديدند در زمان استتار كه هنوز وقت داخل نگرديده، مشغول نماز مغرب شده است.
صاحب رياض(رحمه الله) ذيل اين روايت مىفرمايد:
... فإنّ صدره يدل على أنّه كان مقرّرا عند الشيعة أنّه لا يدخل الوقت قبل مغيب الحمرة المشرقية، ولذا كانوا يدعون على المصلّي قبله و زعموه من شباب المدينة أي من شباب العامة. 1
صدر روايت دلالت دارد كه داخل شدن وقت نماز مغرب قبل از غياب حمره مشرقيه نزد شيعه مسلّم بوده است و به همين دليل قبل از اينكه با امام(ع) روبهرو شوند، بر آن نمازگزار نفرين مىكردند و وى را جوانى از جوانان مدينه، يعنى همان اهل تسنن مىپنداشتند.
نقد و بررسى
برخى از قائلان به استتار، ضمن اعتراف به اينكه از روايت برداشت مىشود نزد شيعه عدم دخول وقت قبل از ذهاب حمره مقرر و شعار ايشان بوده است، اين مطلب را اعم از وجوب و استحباب دانستهاند؛ چراكه عملى مانند قنوت نيز شعار شيعه شده، ولى در عين حال مستحب مىباشد. 2 بنابراين، مطابق اين ديدگاه، دليل ذكر شده اعم از مدعا مىباشد.
آنچه در اين روايت موجود است اين است كه اين چند نفر نماز خواندن شخصى هنگام وجود شعاع شمس را مشاهده نموده و بدين جهت ناراحت شدهاند. دقت به چند نكته در اين روايت حاكى از عدم ارتباط آن با تقيه است: