239حملى روا نيست و دو دليل، حكم متعارضين را خواهند داشت. 1
ازطرفى ديگر، برخى رواياتِ استتار، نص در غيبوبت شمس از افق حسى است؛ تاآنجاكه عدهاى اين دسته را مستفيض دانستهاند. 2 گرچه اثبات استفاضه چنين اخبارى آسان نيست، اما رواياتى چند را مىتوان برشمرد؛ از جمله:
روايت على بن حكم
عَنْ أَحَدِهِمَا(ع)، أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ: إِذَا غَابَ كُرْسِيُّهَا. قُلْت: وَ مَا كُرْسِيُّهَا؟ قَالَ: قُرْصُهَا. فَقُلْتُ: مَتَى يَغِيبُ قُرْصُهَا؟ قَالَ: إِذَا نَظَرْتَ إِلَيْهِ فَلَمْ تَرَه. 3
از امام باقر يا امام صادق(ع) درمورد وقت مغرب پرسيده شد. فرمودند: هنگامى كه كرسى شمس غايب گردد. عرض كردم: كرسى شمس چيست؟ فرمودند: قرص خورشيد. سؤال كردم: قرص خورشيد كى غايب مىشود؟ جواب فرمودند: وقتى به آن نگاه كنى و آن را نبينى.
برخى از قائلان به ذهاب حمره نيز به صراحتِ اين روايت اعتراف نموده، ولى ضعف سند و ارسال آن را مانع تمسك بدان دانستهاند 4؛ غافل از اينكه، گرچه سند اين روايت مرسله است، شيخ صدوق آن را با سند صحيح نقل كرده است. 5
روايت ابان بن تغلب
أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ سُلَيْمَانَ وَأَبَانِ بْنِ أَرْقَمَ وَغَيْرِهِمْ قَالُوا: أَقْبَلْنَا مِنْ مَكَّةَ حَتَّى إِذَا