201مروىعنه اطمينان حاصل مىشود كه مراد از سليمان، همان سليمانبنداود ثقه است، لذا وصف «مجهول» براى اين روايت ازجانب برخى محدثين 1 صحيح به نظر نمىرسد.
ب) بررسى دلالى
روايت ذكرشده مطابق نقل استبصار بوده است؛ ولى درتهذيب، به جاى كلمه الليل، الجبل بهكار رفته است:
«وَتَرْتَفِعُ فوقالجبل حُمْرَةٌ .... حَتَّى تَذْهَبَ الْحُمْرَةُ الَّتِي فَوْقَ الجَبَلِ». 2 نقل وافى 3 مطابق تهذيب و نقل وسائل 4 در متن مطابق نسخه استبصار و در سند مطابق تهذيب مىباشد.
با توجه به دو نسخه موجود درمورد اين روايت، هر دو را از لحاظ دلالت يا عدم دلالت آن بر زوال حمره مشرقيه، بررسى خواهيم نمود.
يك - بررسى دلالت روايت بر اساس نسخه استبصار
در اين نسخه تعبير «فوق الليل» بهكار رفته است. برخى اين تعبير را ناشى از غلط نسّاخ در وسائل دانسته، و آن را ركيك و غلط قطعى پنداشتهاند. 5 برخى ديگر نيز حمل حمره را بر حمره مشرقيه بعيد شمردهاند. 6 اين مطلب به نظر صحيح نمىآيد؛ چراكه اولاً در نسخه استبصار نيز اين تعبير وجود دارد و ثانياً برخى شارحان استبصار نيز روايت را با همين تعبير نقل كردهاند. 7 ثالثاً عبارت «تَرْتَفِعُ فَوْقَ اللَّيْلِ حُمْرَةٌ»