175همانطوركه فجر اول فجر كاذب مىباشد. 1
پس علاوهبر اينكه وقت مغرب بودن مغيب شمس نفى شده است، به اين مطلب هم اشاره و ايما شده است كه وقت مغيب شمس نوعى غروب كاذب است و اين اشاره از مماثلت بين اين وقت با فجر اول استنباط مىگردد.
اشكال: دلالت اين روايت حتى از ناحيه برخى فقها مورد اشكال واقع شده است. دلالت اين روايت بر قول ذهاب حمره بر دو پيش فرض مبتنى است: اول اينكه مراد از صلاة مغرب در روايت، وقت نماز مغرب باشد و ثانياً مراد از مماثلت در اين روايت، مماثلت در زمان باشد و ازآنجاكه خواندن نماز وتر از ناحيه حضرت رسول(ص) وقت قابل ملاحظهاى را به خود اختصاص مىداده است، پس بين مغيب شمس و وقت نماز مغرب هم بايد اين زمانِ قابل ملاحظه در نظر گرفته شود كه با ذهاب حمره مشرقيه ملازمه پيدا مىكند.
اين دو پيش فرض قابل مناقشه است كه ازطرف برخى فقها مطرح شده است؛ اينكه مراد از صلاة مغرب وقت نماز مغرب باشد، دليل خاص خود را مىطلبد و روايت، ظهورى در اين معنا ندارد؛ بلكه ظاهر اين است كه مراد از آن، خواندن نماز مغرب است. بدينترتيب، منظور روايت فاصله زمانى بين مغيب شمس، بهعنوان وقت مغرب و برپاشدن نماز و اقامه آن است كه غالباً با فاصلهاى همراه است؛ چراكه برپايى نماز به اذان، اقامه، اجتماع در مسجد و مانند آن نيازمند است. 2
از اين وجه جواب داده شده است كه اولاً تمام نمازها جماعت نبوده تا اين مقدمات را نياز داشته باشد، بلكه در مواردى برخى از اين مقدمات قبل از نماز