174وجه اول اينكه در اين روايت وقت نماز مغرب نهتنها به مغيبالشمس تفسير نشده است، بلكه نفى شده است. البته اشارهاى نشده كه زمان نماز مغرب چه وقت است؛ اما از خارج مىدانيم كه دو قول بيشتر مطرح نيست: استتار قرص يا ذهاب حمره مشرقيه و ازآنجاكه زمان اول (استتار و مغيبالشمس) نفى شده است، زمان دوم (ذهاب حمره) اثبات مىگردد. محقق نائينى بعد از ذكر روايت مىنويسند:
... از اين روايت بسيار روشن است كه فىالجمله فاصلهاى بين استتار شمس و نماز مغرب وجود دارد. واضح است كه چنين فاصلهاى با ذهاب حمره مشرقيه ملازمه دارد؛ به علاوه كه قول به فصل نداريم. 1
وجه ديگر را بايد در تعيين فاصله زمانى بين وتر و نماز صبح حضرت و تطبيق آن بر زمان مغرب بهدست آورد. ازآنجاكه افضل اوقات وتر زمان فجر كاذب است 2، گويا مراد از مماثلت، مثليت در اين زمان است و چون فاصله بين فجر صادق و كاذب حدود يك ربع ساعت است، با تطبيق اين زمان بر طرف مغرب، روشن مىشود كه حضرت رسول(ص) نماز مغرب خود را وقت ذهاب حمره مشرقيه مىخواندند؛ چون بين مغيب شمس تا ذهاب حمره، تقريباً همين فاصله زمانى وجود دارد. پس مراد از صلاةالمغرب وقت نماز مغرب است كه با توجه به اين فاصله زمانى بر ذهاب حمره مشرقيه تطبيق مىگردد. محقق همدانى(رحمه الله) در تفسير اين روايت مىفرمايد:
اين روايت دلالت دارد كه بين نماز مغرب و غيبوبت خورشيد فاصله بوده، زمان بين اين دو مانند زمان نماز وتر حضرت است. گويا مراد حضرت از اين زمان، فجر كاذب است كه افضل اوقات نماز وتر مىباشد. بدينترتيب، با تمثيلى كه در روايت برقرار شده، اشارهاى است به اينكه زمان غيبوبت شمس غروب كاذب است؛