173محمد بن يحيى العطار 1 و محمد بن الحسين كه به قرينه راوى و مروى عنه ابن ابى الخطاب 2 است، هردو از ثقات و اجلا هستند. اسماعيل بن ابىساره توثيق خاص ندارد؛ بلكه مجهول است و در مجموعِ كتب اربعه تنها همين روايت از وى نقل شده است. اما ازآنجاكه راوى از وى ابنابىعمير بوده است، درمورد اعتبار و عدم اعتبار اين روايت تفاوت ديدگاه وجود دارد. بنابراين، همانطور كه قبلاً بيان شد، اگر روايت ابنابىعمير و امثال ايشان از كسى را دال بر وثاقت وى بدانيم، اين روايت از جهت سندى معتبر و صحيح خواهد بود. ازطرف ديگر اگر روايت ابنابىعمير را كاشف از موثوقالصدور بودن خبر بدانيم كه نظر مختار نيز همين بود، روايت معتبر خواهد بود؛ هرچند وثاقت اسماعيل ثابت نگردد. البته به شرط اينكه راويانِ بعد از ابنابىعمير ثقه باشند كه در اينجا اينچنين است.
ب) بررسى دلالى
بسيارى اين روايت را در عداد روايات دال بر ذهاب حمره ذكر نكردهاند؛ چنانكه شيخ كلينى، ناقل اصلى اين روايت، آن را در «باب صلاةالنوافل» نقل كرده است 3؛ ولى محدثين و فقهاى متعددى از اين روايت براى اثبات قول ذهاب حمره بهره بردهاند. 4 در اين روايت امام صادق(ع) زمان نماز وتر حضرت رسول(ص) را نسبت به وقت نماز صبح، مانند زمان بين غيبوبت شمس و نماز مغرب دانستهاند. اين روايت به دو وجه بر ذهاب حمره مشرقيه دلالت دارد: