172پاسخ: مراد، افق حسى نيست؛ چون نياز به بيان ندارد، بلكه مراد افق ديگرى است كه از قضا همين روايت ما را بدان راهنمايى نموده، ذهاب حمره را علامت سقوط شمس از آن افق معرفى مىنمايد. 1 ولى درعينحال، به قرينه روايت بريد بن معاويه 2، قابل حمل بر علاميت مىباشد 3؛ بهويژه كه دخول «قَد» بر فعل ماضى در ادبيات عرب مساوى ماضى نقلى در زبان فارسى است؛ با توجه به اين نكته احتمال علامت بودن ذهاب بر تحقق سقوط قرص خورشيد، تقويت مىگردد: «هرگاه حمره از بالاى سر گذر نمود، قرص سقوط پيدا كرده است». البته باوجود اين، هنوز ظهور در علاميت تمام نيست.
روايت سوم: معتبره ابان بن تغلب
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله(ع): أَيَّ سَاعَة كَانَ رَسُولُ الله(ص) يُوتِرُ؟ فَقَالَ: عَلَى مِثْلِ مَغِيبِ الشَّمْسِ إِلَى صَلَاة الْمَغْرِبِ. 4
به امام صادق(ع) عرض كردم پيامبر خدا(ص) چه زمانى نماز وتر مىخواندند؟ ايشان پاسخ فرمودند: مانند فاصله غيبوبت شمس و نماز مغرب.
الف) بررسى سندى
سند روايت از اين قرار است: «محمد بْنِ يَحْيَى عَنْ محمد بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابنابيعمير عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي سَارَة َقَالَ: أَخْبَرَنِي أَبَانُ بْنِ تَغْلِبَ».