171قيد «بحذاء القبلة» را نيز بايد بر آمادگى براى نماز حمل نماييم؛ بهنحوىكه نماز بعد از علم به دخول وقت اقامه گردد.
اشكال اول: قمّه به بالاى سر معنا شده است. 1 با توجه به اين معنا، معناى ظاهر عبارت اين است كه حمره از بالاى سر انسان عبور نمايد؛ اما چون در خارج چنين چيزى محقق نمىشود، بلكه حمره وقتى تاحدى بالا آمد، محو مىگردد و در طرف مغرب حمره تشكيل مىشود، برخى از فقها اين مطلب را نقطهضعف دلالت روايت دانسته و به دليل خلاف واقع بودن اين مضمون، آن را نپذيرفتهاند. 2
پاسخ: برخى در مقام جواب به اين اشكال برآمده و توضيحات نسبتاً مفصلى ارائه نمودهاند 3؛ ولى به نظر مىرسد تعبير روايت يك تعبير عرفى است؛ چراكه عرف تشكيل حمره مغربيه را در پس حمره مشرقيه، گذر حمره مشرقيه از بالاى سر مىداند. شايد به همين دليل است كه بسيارى از فقهاى بزرگ در دلالت روايت از اين جهت اشكال نكردهاند؛ بنابراين ادعاى «ردّ الرواية الى راويه» صحيح به نظر نمىرسد. 4
اشكال دوم: در روايت بين جواز حمره از بالاى سر و سقوط قرص ملازمه برقرار شده است: «فإذا جازت قمة الرأس إلى ناحية المغرب فقد وجب الافطار وسقط القرص». حال بايد ديد مراد از سقوط قرص چيست. اگر مراد سقوط قرص از افق حسى است، چنين سقوطى خيلى زودتر از ذهاب حمره اتفاق مىافتد؛ پس ملازمهاى بين اين دو نيست و اگر مراد سقوط از افق حقيقى باشد، چنين مطلبى امرى مبهم است كه نه قابل مشاهده است و نه در كتاب و سنت شاهدى بر آن وجود دارد. 5