170ناحيه ابنابىعمير باشد يا روات بعدى؛ چون مراد از تعبير «لايروون و لايرسلون الّا عمّن يوثق به» اين است كه تمام رواياتشان چنين ويژگىاى دارد. بنابراين به دنبال صدق مرسله ابنابىعمير نبودهايم تا با اين اشكال، اين عنوان صادق نباشد. بله، اگر مطابق مبناى برخى، مرسلات ابنابىعمير را حجت، ولى مسندات ايشان را نيازمند بررسى رجالى دانستيم 1، اشكال وارد خواهد بود.
نتيجه اينكه، بنابر وثاقت سهل بن زياد و پذيرش مبناى مشهور مبنى بر معتبر بودن مرسلات ابنابىعمير، اين روايت كه از عمدهترين ادله قائلان به ذهاب حمره مشرقيه است، معتبر خواهد بود.
ب) بررسى دلالى
بسيارى از فقهايى كه به اين روايت تمسك نمودهاند، اشارهاى به دلالت اين روايت نكردهاند، بلكه آن را واضح و روشن تلقى كرده و مضمون آن را مشهور بين اصحاب دانستهاند 2؛ اما برخى ديگر سعى بر توضيح ابهامات اين روايت داشتهاند كه درنهايت عدهاى پذيرفته و تعداد ديگرى در دلالت اين روايت بر مدعا خدشه كردهاند.
قبل از بيان دلالت كلى روايت، بايد ديد مراد از «ان تقوم بحذاء القبلة» چيست.
در عبارات فقها و حتى محدثين، اين نكته بيان نشده است كه چرا امام(ع) براى تشخيص ذهاب حمره مشرقيه به راوى مىفرمايند كه به حذاء قبله (روبهروى قبله) بايستد و حمره را در طرف مشرق جستوجو نمايد. ظاهراً «ان تقوم» مقدمهاى براى استعلام حمره و تعيين طرف مشرق است 3؛ پس اين قيد موضوعيت ندارد.