1645. شيخ اجازه بودن سهل بن زياد: در بيان اين توثيق عام گفته مىشود كه راويان از كسانى كه آنها را ثقه مىدانستند اجازه روايت اخذ مىكردند. سهل بن زياد نيز شيخالاجازه بزرگانى از روات بوده و اين كاشف از اين است كه معتمد آنها بوده است.
اشكال: اگر شيخالاجازه بودن به معنى داشتن كرسى و مجلس درس بوده باشد و شاگردان با او حشر و نشر داشتهاند، اين معاشرت زياد و بهتبع آن كسب اجازه از وى، دال بر وثاقت استاد و شيخ است؛ ولى اگر شيخ اجازه اصطلاحى درمقابل و قسيم سماع و قرائت بوده و تنها به معنى اجازه نقل كتب باشد، تلازمى با وثاقت شيخ اجازه ندارد؛ چون ممكن است كتابى مشهور باشد و تنها براى اتصال سند نام شيخِ اجازه ذكر شده باشد.
جواب: در مواردى اين اشكال وارد است؛ اما در ما نحن فيه كه روايات سهل در آن بسيار زياد است و اجلاى بسيارى از وى نقل روايت كردهاند، با اينكه نمىتوان ادعا كرد همه روايات وى داخل در كتب مشهوره بوده است، اين اشكال به نظر وارد نمىآيد و طبعاً اين بزرگان فرد ضعيف يا مجهول را شيخ اجازه خود قرار نمىدادهاند؛ چون روايات فقهى را براى عرصه عمل و افتا نقل نمودهاند. بنابراين درخصوص سهل بن زياد مىتوان شيخ اجازه بودن را هم كاشف از وثاقتش دانست. البته ملاك اين وجه و وجه سابق، يعنى اكثار روايت اجلا، واحد است.
دو - وجوه ضعف سهل بن زياد و نقد و بررسى آن
اول - شهادت احمد بن محمد بن عيسى بر كذب و غلوّ سهل
در كتب رجال چنين نقل شده است كه احمد بن محمد بن عيسى بر غلو و كذب سهل شهادت داد و او را از قم، بهسوى رى، اخراج كرد. 1