165اشكال: اولاً اين نقل مرسل است؛ چون نجاشى بدون ذكر سندى چنين نقلى نموده است. 1 بايد ديد شهادت ابنعيسى بر كذب و غلوّ سهل، شهادت بر دو امر مجزاست يا شهادت بر كذب ناشى از غلو. احتمال دوم اقوى است؛ چون برخى افراد به بهانه نقل فضائل اهل بيت(عليهم السلام)، رمى به غلو مىشدند. بنابراين ممكن است از نظر ابنعيسى، سهل غالى بوده و از اين نظر در نقل روايات، وى را كاذب مىپنداشته است. شيخ انصارى در زمينۀ غلوّ واقعى و غيرواقعى مىنويسد:
غلات، به معناى اعتقاد به ربوبيت اميرالمؤمنين يا ديگر ائمه(عليهم السلام) كافرند نه به معنايى كه برخى بر آناند كه هر كس از حدى كه معصومين بر آناند آنها را بالاتر بداند، غالى و كافر است و از همين نمونه است طعن و رمى به غلوّى كه قميّون انجام مىدادند. به همين دليل شيخ صدوق(رحمه الله) از استادش، ابن وليد، نقل نموده است كه اولين درجه غلو، نفى سهو از پيامبر(ص) است. 2
با توجه به اينكه احمد بن محمد بن عيسى هم مانند ابنوليد از محدثين قم بوده، قوياً محتمل است كه رمى به غلوش، غلوّ واقعى نباشد. اگر چنين باشد، پس شهادت ايشان عليه سهل بن زياد، شهادت عن حس نيست؛ بلكه شهادت از روى حدس و استنباطِ كذب از غلو است. حاجى نورى بر اين عقيده است كه سهل، رواياتى را در باب توحيد و مسائل فرعى نقل نموده است كه با غلوّ واقعى هيچ سنخيتى ندارد. 3 اين مطلب شاهد خوبى است تا غلوّ مورد ادعاى ابن عيسى واقعى نبوده باشد و بهتبع آن، كذب سهل نيز اثبات نگردد.
دوم - استثنا شدن سهل توسط صدوق، ابن وليد و ابن نوح از روايان نوادر الحكمه
مرحوم صدوق، ابنوليد و ابننوح روايت صاحب نوادرالحكمة محمد بن احمد بن