161باشد؛ بهويژه كه برخى رجاليون كه در كتب متعددى تشكيك نمودهاند، درمورد تفسير على بن ابراهيم چنين اشكالى نكردهاند؛ بلكه اين دليل را درمورد سهل تمام دانستهاند؛ هرچند درنهايت به جهت تعارض با تضعيفات نپذيرفتهاند. 1
دراين زمينه، عدهاى معتقدند تفسير قمى موجود، گرچه تركيبى از تفسير ابىجارود و تفسير قمى است و قراين روشنى بر اين ادعا موجود است، با توجه به نوع سند و تعابيرى كه در آن بهكار رفته است، روايات تفسير على بن ابراهيم قابل تشخيص مىباشد؛ مثلاً مواردى كه با تعبير «حدثنى ابى» بهكار رفته يا سند كوتاه است، از تفسير قمى است. 2 اما حتى با اين ملاك نيز وثاقت سهل اثبات نمىشود؛ چراكه حتى طبق ملاكى كه قائل به اين نظريه براى تقسيم روات اين تفسير ارائه نموده و راويان را تقسيم كرده است، سهل بن زياد از راويانى نيست كه در زمره تفسير قمى باشد. 3
افزونبراين، اشكال مهمترى نيز قابل طرح است و آن اينكه از آنجايى كه تفسير موجود را، كه مجموعهاى از تفسير قمى و ابىجارود است، شخصى به نام ابوالفضل العباس بن محمد بن قاسم گردآورى كرده است 4، انتساب مقدمه كتاب به على بن ابراهيم معلوم نيست. با توجه به اين ابهام، استناد به اين مقدمه براى اثبات وثاقت راويان تفسير قمى تمام نمىباشد.
4. اكثار روايت اجلا از سهل بن زياد: سهل بن زياد شخصيتى است كه از پشتوانه روايت روات جليلالقدر متعدد و اكثار روايت آنها برخوردار است. 5 برخى از اين